عبدالله مستوفى

400

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نميگردد . » مؤمن آل يعقوب هم پس از دريافت اين جواب ، بقول قزوينىها ، پفره‌كنان « 1 » دنبال كار خود رفت . ميدانيم ، اين روزها بالشويكها بلاى جان سرمايه‌داران روس بودند ، و خوشتاريا بروسيه نميتوانست برود . بنابراين ، راه اروپا را دم داد ، كه اين موافقت‌نامه را كه مثل موافقتنامه‌اى ، كه امروز در همين نفت شمال روسها از جناب آقاى احمد قوام گرفته‌اند ، ورق‌پاره‌اى بيش نبود در نزد ساير طالبان نفت دنيا ، به پول نزديك كرده ، حاصل عمل را بجيب بزند « 2 » و در يكى از ويلاهاى اروپا لم داده « 3 » باقى عمر را براحتى بگذراند . ابتداء با كمپانى هلندى ، و بعد با كمپانى فرانسه ، و بالاخره با شركت نفت جنوب ايران ، وارد مذاكره شد . ولى دولت ايران ، در هرسه مورد ، اعلاميه‌هائى منتشر نمود ، و به خود كمپانىها و سفارتخانه‌هاى دولت متبوع آنها ، اعلام كرد كه به اين كاغذ كهنه اهميتى ندهند . زيرا ، اين ورق‌پاره ، چون بتصويب مجلس نرسيده است ، ارزش قانونى ندارد و دولت ايران ملغى بودن آن را ، سابقا به خود خوشتاريا هم ، اعلام داشته است . البته كمپانىهاى مزبور هم از معاملهء با خوشتاريا صرف‌نظر كرده ، و تير او به سنگ خورد ، و بعد از اينها ، در جزو يكى از چندين ده هزار سرمايه‌دار پاك‌باخته روسى نميدانم ، در كنج كدام مهمانخانهء كدام يك از شهرهاى اروپا ، نفله شد ، كه ديگر اسمى هم از او بسمع نرسيده ، من اين جمله را مخصوصا در اينجا نوشتم ، كه سرمايه‌دارهاى دنيا بدانند ، كه در اين عالم كون و فساد از اين قبيل اتفاقات هم خيلى ممكن است بيفتد ، و خواب و خيال آنها را باطل كند . چرا ! يك منظور ديگر هم دارم و آن اين است كه حال كه بالشويكها تمام دارائى اين سرمايه‌دار روس تزارى را ضبط كرده ، و نوش جان فرموده ، و هيچ اسمى هم در هيچ‌جا ، از او نبرده‌اند ، لامحاله در اين كتاب از چگونگى فوت او ذكرى رفته ، و تلافى دم جاهائى كه براى گرفتن ورق‌پارهء امتياز نفت شمال ، به بعضى هموطنان ما داده بوده است ، بيرون آمده ، و حقگذارى از او شده باشد ، و خيلى از روح پرفتوح اين سرمايه‌دار استعمارى ، كه ميخواست مثل امروز به زور اشتلم ملت فقير ايران را وسيلهء ثروتمند كردن خود نمايد ، عذر ميخواهم كه نتوانستم تاريخ و محل وقوع حادثهء فوت او را بدست آورده ، و اين سنگ قبر ، و بالنتيجه اين قدر شناسى را كاملتر كرده باشم . جواب مسكت بارى دو روز بعد از گذشتن قانون واگذارى نفت شمال به استاندارد اويل ، از طرف رفيق رتشتين ، سفير روس ، مراسله‌اى بوزارتخارجه رسيد . رفيق عزيز ، در اين مراسله ، ميگفت كه دولت ايران ، بموجب

--> ( 1 ) - زوزه كشيدن سگ و شغال و ساير حيوانات مغلوب و از ميدان در رفته را در اصطلاح قزوينى پفره كردن ميگويند . ( 2 ) - بجيب زدن كنايه از آن است كه با عجله پول غير مشروعى را تصرف كنند . ( 3 ) - لم دادن ، يا والميدن استراحت كردن ، تنبلى و كاهلى نمودن در انجام كار ، سهل‌انگار بودن و مماطله كردن و دنبال آن را نگرفتن و نظير واكشيدن بمعنى دراز كشيدن است كه آن هم در همين موارد استعمال مىشود .